پسزمینهٔ بزرگی در پشت صحنه، منظره یا سوژهٔ عکاسی
مثالهای طبیعی
A painted backdrop transformed the small stage completely.
یک پسزمینهٔ نقاشیشده صحنهٔ کوچک را کاملاً دگرگون کرد.
The model stood against a plain white backdrop.
مدل مقابل یک پسزمینهٔ سفید ساده ایستاد.
They replaced the backdrop before the awards ceremony.
آنها پیش از مراسم اهدای جوایز پسزمینه را عوض کردند.
نکتهٔ کاربردی
معنی تحتاللفظی به پسزمینهٔ قابلدیدن پشت اجرا یا سوژه اشاره دارد.
