معنی ۱neutral · 88%
حمایت، بهویژه حمایت مالی، سیاسی یا عملی از شخص یا چیزی
مثالهای طبیعی
The project secured financial backing from two major investors.
این پروژه حمایت مالی دو سرمایهگذار بزرگ را به دست آورد.
The proposal lacks backing from several senior ministers.
این پیشنهاد از حمایت چند وزیر ارشد برخوردار نیست.
Local backing helped the campaign reach more residents.
حمایت محلی به کارزار کمک کرد به ساکنان بیشتری برسد.
نکتهٔ کاربردی
`Backing` معمولاً به حمایتی فعال اشاره دارد که به موفقیت یک طرح، شخص یا سازمان کمک میکند.
