سطح یا بخش پشتی یک چیز.
مثالهای طبیعی
The date is written on the backside of the photograph.
تاریخ روی پشت عکس نوشته شده است.
A narrow alley runs along the building’s backside.
کوچهای باریک در امتداد پشت ساختمان قرار دارد.
He found a crack on the chair’s backside.
او ترکی روی پشت صندلی پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای اشیا، back یا back side اغلب طبیعیتر است، اما backside نیز برای بخش عقبی کاربرد دارد.
