معنی ۱neutral · 90%
نشان، شیء یا نماد کوچکی که هویت، عضویت، اختیار یا دستاورد را نشان میدهد
مثالهای طبیعی
All visitors must wear a security badge.
همهٔ بازدیدکنندگان باید نشان امنیتی به همراه داشته باشند.
She earned a badge for completing the science challenge.
او برای تکمیل چالش علوم یک نشان دریافت کرد.
The app awards badges for weekly progress.
این برنامه برای پیشرفت هفتگی نشانهایی اهدا میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Badge` میتواند به شیئی فیزیکی که پوشیده یا حمل میشود یا نمادی دیجیتال برای نشان دادن دستاورد اشاره کند.

