ورزشی که بازیکنان در آن با راکت، توپ پردار را از روی تور به زمین حریف میزنند.
مثالهای طبیعی
Do you want to play badminton tonight?
دوست داری امشب بدمینتون بازی کنیم؟
We tried badminton at school last week.
هفتهٔ پیش در مدرسه بدمینتون را امتحان کردیم.
Badminton keeps my uncle active.
بدمینتون باعث میشود عمویم فعال بماند.
نکتهٔ کاربردی
برای این ورزش از play badminton استفاده کنید، نه do badminton؛ معمولاً قبل از نام آن a نمیآید.
