آزادی موقت فرد متهم تا زمان محاکمه، که گاهی با سپردن پول تضمین میشود
مثالهای طبیعی
The judge denied bail because of the flight risk.
قاضی به دلیل خطر فرار با آزادی به قید وثیقه موافقت نکرد.
She was released on bail pending trial.
او تا زمان محاکمه با وثیقه آزاد شد.
The court granted bail under strict reporting conditions.
دادگاه با شروط سختگیرانهٔ گزارشدهی، وثیقه را پذیرفت.
نکتهٔ کاربردی
`Bail` به آزادی پیش از محاکمه یا رسیدگی بعدی اشاره دارد؛ با بیگناه شناخته شدن یکسان نیست.
