معنی ۱neutral · 86%
مغازه یا محلی که در آن نان، کیک و خوراکیهای مشابه میپزند یا میفروشند.
مثالهای طبیعی
The bakery opens at seven.
نانوایی ساعت هفت باز میشود.
I bought bread from a bakery.
از یک نانوایی نان خریدم.
There are two bakeries near the station.
نزدیک ایستگاه دو نانوایی هست.
نکتهٔ کاربردی
Baker نام شخص است و bakery محل؛ جمع bakery بهصورت bakeries نوشته میشود.
ترکیبهای رایج
— نانوایی محلی
