معنی ۱neutral · 85%
وضعیتی که در آن موی سر کم است یا بهکلی از بین رفته است.
مثالهای طبیعی
Her father developed baldness in his thirties.
پدرش در دههٔ چهارم زندگیاش دچار طاسی شد.
Baldness runs in some families.
طاسی در برخی خانوادهها ارثی است.
Several treatments can slow certain types of baldness.
چند روش درمانی میتوانند روند بعضی انواع طاسی را کند کنند.
نکتهٔ کاربردی
baldness معمولاً به کمبود مو بر پوست سر اشاره میکند؛ hair loss اصطلاح گستردهتری برای انواع ریزش مو است.
