مواد سنگینی که برای حفظ پایداری و تعادل در کشتی یا بالن قرار میدهند.
مثالهای طبیعی
The cargo ship carried water as ballast.
کشتی باری برای ایجاد تعادل، آب را بهعنوان بالاست حمل میکرد.
The pilot dropped ballast to gain height.
خلبان برای ارتفاعگرفتن بالن مقداری از بار تعادل را رها کرد.
Ballast helps keep a sailing boat upright.
بالاست کمک میکند قایق بادبانی واژگون نشود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی ballast به مادهٔ متعادلکننده اشاره دارد معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برای بیان مقدار، an amount of ballast به کار ببرید.
