معنی ۱neutral · 85%
نواری از پارچه یا مادهای مشابه برای پوشاندن یا محافظت از زخم و آسیب.
مثالهای طبیعی
The nurse wrapped a bandage around his ankle.
پرستار باندی دور مچ پای او پیچید.
Her bandage came loose during practice.
باند او هنگام تمرین شل شد.
Do we have any clean bandages?
باند تمیز داریم؟
نکتهٔ کاربردی
Bandage در نقش اسم به پوشش زخم اشاره دارد؛ to bandage فعلِ بستن باند است.
ترکیبهای رایج
— بستن باند روی زخم
