معنی ۱neutral · 89%
تسمه یا کمربندی که مورب روی بدن بسته میشود تا فشنگ یا مهمات حمل شود.
مثالهای طبیعی
A leather bandolier hung beside the old uniform.
یک قطار فشنگ چرمی کنار یونیفرم قدیمی آویزان بود.
The actor wore a bandolier across his chest.
آن بازیگر قطار فشنگی را مورب روی سینهاش بسته بود.
Bandoliers were visible on the soldiers’ shoulders.
قطارهای فشنگ روی شانههای سربازان دیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
bandolier مورب روی بدن قرار میگیرد؛ اما cartridge belt ممکن است دور کمر بسته شود.
