کسی که کار حرفهایاش مدیریت پول یا امور مالی در بانک است.
مثالهای طبیعی
Her father is a banker in London.
پدر او در لندن بانکدار است.
The banker explained the loan conditions clearly.
بانکدار شرایط وام را بهروشنی توضیح داد.
Many bankers help companies manage their money.
بسیاری از بانکداران به شرکتها در مدیریت پولشان کمک میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Banker از مشاغل حرفهای حوزهٔ بانکداری است؛ cashier پرداختها را انجام میدهد و bank clerk کارهای اداری روزمره را بر عهده دارد.
