وضعیت یا فرایند قانونیای که در آن شخص یا کسبوکاری قادر به پرداخت بدهیهایش نیست.
مثالهای طبیعی
The chain filed for bankruptcy after years of losses.
فروشگاههای زنجیرهای پس از سالها زیان، درخواست ورشکستگی دادند.
Bankruptcy can affect a person’s ability to borrow.
ورشکستگی میتواند بر توانایی فرد برای گرفتن وام تأثیر بگذارد.
Several bankruptcies followed the sudden market collapse.
پس از سقوط ناگهانی بازار، چندین مورد ورشکستگی رخ داد.
نکتهٔ کاربردی
معنای حقوقی bankruptcy در حوزههای قضایی مختلف تفاوت دارد و صرف دشواری مالی لزوماً ورشکستگی قانونی نیست.
