معنی ۱neutral · 88%
گفتوگوی سبک و بازیگوشانه همراه با دست انداختن دوستانهٔ یکدیگر
مثالهای طبیعی
There was cheerful banter around the lunch table.
دور میز ناهار شوخی و کلکل شادی جریان داشت.
Their banter kept the interview entertaining.
شوخیهای آنها مصاحبه را سرگرمکننده نگه داشت.
I enjoy banter, but not jokes at anyone’s expense.
از کلکل خوشم میآید، ولی نه شوخیهایی که به ضرر دیگران باشد.
نکتهٔ کاربردی
banter معمولاً دوستانه و دوسویه است؛ اگر حرفها آزاردهنده شوند، teasing یا insults دقیقتر است.
