معنی ۱neutral · 85%
آیین مذهبی مسیحی که طی آن با استفادهٔ نمادین از آب، فرد به جامعهٔ ایمانی پذیرفته میشود.
مثالهای طبیعی
The baby’s baptism took place on Sunday.
غسل تعمید نوزاد روز یکشنبه برگزار شد.
Three baptisms are planned for next month.
برای ماه آینده سه مراسم غسل تعمید برنامهریزی شده است.
Baptism often involves water poured over the head.
در غسل تعمید اغلب آب را روی سر فرد میریزند.
نکتهٔ کاربردی
فرقههای مسیحی دربارهٔ سن و شیوهٔ تعمید تفاوت دارند؛ baptized و baptise/baptize صورتهای فعلیاند، نه جمع این اسم.
