پیرو یکی از شاخههای پروتستان مسیحیت که معمولاً غسل تعمید را برای افرادِ دارای ایمانِ اظهارشده انجام میدهد.
مثالهای طبیعی
My neighbor is a Baptist and attends church locally.
همسایهٔ من باپتیست است و به کلیسای محل میرود.
Baptists established several congregations in the region.
باپتیستها چند جماعت کلیسایی در آن منطقه تأسیس کردند.
A Baptist spoke about her congregation’s volunteer projects.
یک زن باپتیست دربارهٔ طرحهای داوطلبانهٔ کلیسایش سخن گفت.
نکتهٔ کاربردی
Baptist با B بزرگ نوشته میشود و میتواند به یک پیرو اشاره کند؛ در Baptist church همین واژه پیش از اسم میآید.
