معنی ۱neutral · 89%
اجرای آیین مسیحی غسل تعمید برای کسی، معمولاً با استفاده از آب.
مثالهای طبیعی
The priest baptized the child during Sunday’s service.
کشیش در مراسم یکشنبه کودک را غسل تعمید داد.
She was baptized as an adult.
او در بزرگسالی غسل تعمید گرفت.
His grandparents baptized him a Catholic.
پدربزرگ و مادربزرگش او را طبق آیین کاتولیک غسل تعمید دادند.
نکتهٔ کاربردی
baptism نام آیینی در مسیحیت است و baptize فعل آن. برخی کلیساها نوزادان را غسل تعمید میدهند و برخی دیگر مؤمنان بزرگسالتر را.
