طعنه یا سخنی کوتاه که عمداً برای رنجاندن طرف مقابل گفته میشود و گاه ظاهر شوخی دارد.
مثالهای طبیعی
The candidates exchanged barbs over their economic records.
نامزدها دربارهٔ کارنامهٔ اقتصادی یکدیگر به هم طعنه میزدند.
Her compliment contained a barb about his unemployment.
تعریف و تمجید او کنایهای هم دربارهٔ بیکاری آن مرد در خود داشت.
Every barb in the script landed with precision.
تکتک طعنههای متن نمایش درست به هدف میخورد.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف انتقاد خنثی، barb کلامی است که با قصد نیشزدن و رنجاندن ساخته میشود.
