دارای نوکهای تیز یا زائدههای قلابمانند که گیر میکنند یا آسیب میزنند.
مثالهای طبیعی
Barbed wire surrounded the field.
دور مزرعه سیم خاردار کشیده شده بود.
The barbed fence tore his jacket.
حصار خاردار کت او را پاره کرد.
A barbed branch caught on her sleeve.
شاخهٔ خارداری به آستین او گیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
barbed wire اصطلاح جاافتاده برای سیم خاردار است؛ bare wire یعنی سیم بدون پوشش، نه سیم خاردار.
