بدون پوشش، تزئین یا مادهٔ سطحیِ معمول
مثالهای طبیعی
The room had bare concrete walls and no curtains.
اتاق دیوارهای بتنیِ بدون پوشش داشت و هیچ پردهای نداشت.
His bare hands quickly became cold in the wind.
دستهای بدون دستکش او در باد خیلی زود سرد شد.
The floor was bare after workers removed the carpet.
پس از برداشتن فرش، کف کاملاً بدون پوشش بود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر نبود پوشش، تزئین یا محافظ معمول تأکید دارد.
