معنی ۱neutral · 85%
بدون کلاه یا هر پوشش دیگری روی سر.
مثالهای طبیعی
The hikers remained bareheaded in the midday sun.
کوهنوردان زیر آفتاب نیمروز بدون کلاه ماندند.
A bareheaded officer stood beside the flag.
مأموری بدون کلاه کنار پرچم ایستاده بود.
She appeared bareheaded in the graduation photograph.
او در عکس فارغالتحصیلی بدون هیچ پوششی بر سر ظاهر شد.
نکتهٔ کاربردی
bareheaded به نداشتن پوشش سر اشاره دارد، نه نداشتن مو؛ فردی پرمو نیز میتواند bareheaded باشد.
