معنی ۱neutral · 90%
چیزی که با قیمتی پایینتر از انتظار خریده یا عرضه میشود
مثالهای طبیعی
This coat was a bargain at half price.
این کت با نصف قیمت واقعاً خرید بهصرفهای بود.
We found some real bargains on train tickets.
برای بلیت قطار چند مورد واقعاً بهصرفه پیدا کردیم.
At that price, the laptop is an absolute bargain.
با این قیمت، این لپتاپ واقعاً یک خرید فوقالعاده است.
نکتهٔ کاربردی
`Bargain` بر ارزش خوب در برابر قیمت تأکید دارد، نه صرفاً پایین بودن قیمت.

