معنی ۱neutral · 85%
قایق بزرگ و معمولاً کفتختی که برای حمل بارهای سنگین در رودخانه یا کانال به کار میرود.
مثالهای طبیعی
A barge carried gravel along the canal.
یک بارج در امتداد کانال، شن و ماسه حمل میکرد.
Three barges moved slowly past the quay.
سه بارج بهآرامی از کنار اسکله گذشتند.
Workers unloaded steel beams from the barge.
کارگران تیرآهنها را از بارج تخلیه کردند.
نکتهٔ کاربردی
بارجها اغلب با یدککش حرکت میکنند و همهٔ آنها موتور مستقل ندارند.
