معنی ۱neutral · 85%
گیاه غلهای که دانههایش برای خوراک انسان و دام یا تهیهٔ مالت به کار میروند.
مثالهای طبیعی
The farmer grows barley on the eastern fields.
کشاورز در زمینهای شرقی جو میکارد.
We added pearl barley to the vegetable soup.
به سوپ سبزیجات جو پوستکنده اضافه کردیم.
Barley is often grown for animal feed.
جو را اغلب برای خوراک دام کشت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
برای محصول یا خوراک، barley اسم غیرقابلشمارش است؛ grains of barley به دانههای منفرد اشاره میکند.
