حجم زیادی از پرسشها، انتقادها یا چیزهای دیگر که بهسرعت و پیدرپی مطرح میشوند.
مثالهای طبیعی
The minister faced a barrage of difficult questions.
وزیر با رگباری از پرسشهای دشوار روبهرو شد.
A barrage of complaints followed the software update.
پس از بهروزرسانی نرمافزار، سیلی از شکایتها به راه افتاد.
She answered the barrage calmly without changing her position.
او بدون تغییر موضعش، با آرامش به آن رگبار پرسشها پاسخ داد.
نکتهٔ کاربردی
barrage بر انبوه بودن و پشت سر هم آمدن چیزها تأکید میکند، نه یک شکایتِ تنها.
