زمینی که گیاه چندانی در آن رشد نمیکند یا محصول زیادی نمیدهد.
مثالهای طبیعی
The once fertile valley had become barren.
درهای که زمانی حاصلخیز بود، بایر شده بود.
We crossed a barren plain with almost no vegetation.
از دشتی بایر گذشتیم که تقریباً هیچ پوشش گیاهی نداشت.
The northern fields looked more barren after the drought.
پس از خشکسالی، کشتزارهای شمالی بایرتر به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
barren اغلب دربارهٔ خاک و چشمانداز به کار میرود؛ برای مسائل پزشکیِ باروری افراد، infertile معمولتر است.
