مبادلهٔ مستقیم کالا یا خدمات با کالا یا خدمات دیگر، بدون پرداخت پول.
مثالهای طبیعی
Barter allowed neighbors to exchange eggs for vegetables.
تهاتر به همسایهها امکان میداد تخممرغ را با سبزیجات عوض کنند.
Some freelancers accept barter instead of cash.
برخی آزادکاران بهجای پول نقد، مبادلهٔ پایاپای را میپذیرند.
Trade often depended on barter before currency spread.
پیش از رواج پول، تجارت اغلب به تهاتر وابسته بود.
نکتهٔ کاربردی
barter بهعنوان اسم معمولاً غیرقابلشمارش است؛ فعل آن میتواند مفعول بگیرد: barter goods for services.
