پایینترین بخش چیزی که بقیهٔ آن را نگه میدارد یا تکیهگاه آن است
مثالهای طبیعی
The lamp has a heavy metal base.
این چراغ پایهٔ فلزی سنگینی دارد.
We camped near the base of the mountain.
ما نزدیک پای کوه چادر زدیم.
The statue stands on a square stone base.
این مجسمه روی پایهای سنگی و مربعشکل قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای مشخص کردن اینکه بخش پایینی متعلق به چه چیزی است، از `the base of` استفاده میشود.

