معنی ۱neutral · 94%
ورزشی که در آن بازیکنان با چوب به توپ ضربه میزنند و دور بیسها میدوند
مثالهای طبیعی
My brother plays baseball every Saturday.
برادرم هر شنبه بیسبال بازی میکند.
We watched baseball on television last night.
دیشب بیسبال را از تلویزیون تماشا کردیم.
Baseball is popular at his school.
بیسبال در مدرسهٔ او محبوب است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی baseball نام ورزش است، قبل از آن حرف تعریف نمیآید.
ترکیبهای رایج
— بیسبال بازی کردن

