ویژگیِ داشتن رفتاری از نظر اخلاقی پست، ناپسند یا بیشرافت.
مثالهای طبیعی
The judge denounced the baseness of the fraud.
قاضی فرومایگیِ این کلاهبرداری را محکوم کرد.
His baseness emerges when he betrays his closest friend.
فرومایگی او وقتی آشکار میشود که به نزدیکترین دوستش خیانت میکند.
Such calculated baseness should never be rewarded.
چنین فرومایگیِ حسابشدهای هرگز نباید پاداش بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی و همراه با قضاوت اخلاقی شدید است؛ آن را صرفاً به دلیل طبقهٔ اجتماعی یا جایگاه افراد دربارهٔ آنان به کار نبرید.
