معنی ۱neutral · 87%
خجالتی و زود دستپاچه، بهویژه هنگام جلب توجه
مثالهای طبیعی
The bashful student spoke quietly at first.
دانشآموز خجالتی در ابتدا آرام صحبت کرد.
He looked bashful when everyone praised his singing.
وقتی همه آوازش را تحسین کردند، خجالت کشید.
Mina seemed more bashful than her outgoing brother.
مینا از برادر اجتماعیاش خجالتیتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
bashful بیشتر ویژگی کمرویی یا واکنش متواضعانه را بیان میکند؛ embarrassed بر ناراحتی از موضوع مشخصی تأکید دارد.
