معنی ۱neutral · 89%
ساده و شامل فقط مهمترین یا ضروریترین بخشها
مثالهای طبیعی
She has a basic knowledge of German.
او دانش مقدماتی زبان آلمانی دارد.
The cheapest model is very basic.
ارزانترین مدل امکانات بسیار سادهای دارد.
This guide explains the basic rules clearly.
این راهنما قواعد پایهای را بهروشنی توضیح میدهد.
نکتهٔ کاربردی
`Basic` اغلب یعنی چیزی برای نیازهای ساده کافی است، اما پیشرفته یا مفصل نیست.
ترکیبهای رایج
— آشنایی با مهمترین اطلاعات یا مهارتهای مقدماتی

