واژهای برای بیان سادهٔ اصل مطلب یا خلاصهٔ توضیح.
مثالهای طبیعی
Basically, the bus never arrived.
خلاصه اینکه اتوبوس اصلاً نیامد.
Basically, we need a bigger room.
در اصل، به اتاق بزرگتری نیاز داریم.
Basically, each team takes turns asking questions.
بهطور خلاصه، هر تیم به نوبت سؤال میپرسد.
نکتهٔ کاربردی
Basically در گفتوگو برای سادهکردن توضیح رایج است، ولی تکرار زیاد آن متن را یکنواخت میکند.
