معنی ۱neutral · 86%
ظرفی بزرگ، گود و دهانباز برای نگهداشتن آب، بهویژه هنگام شستوشو.
مثالهای طبیعی
She filled a basin with warm water.
او لگنی را از آب گرم پر کرد.
We put the plates in a plastic basin.
بشقابها را در یک لگن پلاستیکی گذاشتیم.
Could you bring me a basin of water?
میشود یک لگن آب برایم بیاوری؟
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی basin ممکن است به روشویی حمام هم اشاره کند؛ در انگلیسی آمریکایی sink رایجتر است.
ترکیبهای رایج
— لگن مخصوص شستوشو
