دلیل، ایده یا نظام اصلیای که چیزی بر پایهٔ آن شکل میگیرد یا دربارهٔ آن تصمیمگیری میشود
مثالهای طبیعی
The decision was made on the basis of cost.
این تصمیم بر اساس هزینه گرفته شد.
Trust is the basis of a strong relationship.
اعتماد اساس یک رابطهٔ محکم است.
These figures provide a basis for future planning.
این ارقام مبنایی برای برنامهریزی آینده فراهم میکنند.
نکتهٔ کاربردی
از `basis` برای مبنا، دلیل یا اصلِ پشتِ چیزی استفاده میشود.

