معنی ۱informal · 85%
کسی که گوینده بهشدت از او بدش میآید یا او را بیرحم یا ناخوشایند میداند.
مثالهای طبیعی
The bastard took my bag while I was distracted.
آن حرامزاده وقتی حواسم پرت بود کیفم را برد.
Do not call your colleague a bastard.
به همکارت نگو «حرامزاده».
Those bastards drove away without helping us.
آن حرامزادهها بدون اینکه به ما کمک کنند، سوار ماشین شدند و رفتند.
نکتهٔ کاربردی
از بهکاربردن این واژه برای اشاره به فردی که والدینش ازدواج نکردهاند خودداری کنید؛ آن معنای قدیمی انگزننده است.
