معنی ۱formal · 90%
نهاد، گروه یا مکانی که از ارزشی مهم با قدرت دفاع و آن را حفظ میکند.
مثالهای طبیعی
The university remained a bastion of academic freedom.
دانشگاه همچنان سنگر آزادی دانشگاهی باقی ماند.
The theatre is a bastion of independent art.
این تماشاخانه سنگر هنر مستقل است.
Several bastions of local democracy survived the reforms.
چند سنگر مردمسالاری محلی از اصلاحات جان سالم به در بردند.
نکتهٔ کاربردی
ترکیب bastion of اغلب بار مثبت دارد، ولی میتواند دربارهٔ پایگاهِ یک رویهٔ نامطلوب نیز به کار برود.
