معنی ۱neutral · 87%
در یک ورزش، با چوب به توپ ضربه زدن یا تلاش برای ضربه زدن
مثالهای طبیعی
She batted confidently throughout the difficult final session.
او در تمام بخش دشوار پایانی با اعتمادبهنفس ضربه زد.
He batted the ball deep into left field.
او توپ را با چوب به عمق سمت چپ زمین فرستاد.
The captain will bat first after winning the toss.
کاپیتان پس از بردن قرعه نخست ضربه خواهد زد.
نکتهٔ کاربردی
`Bat` بهویژه در کریکت و بیسبال رایج است و هم با مفعول و هم بدون مفعول به کار میرود.
