معنی ۱neutral · 86%
محفظهای بزرگ در حمام که میتوان برای شستن بدن در آن نشست یا دراز کشید.
مثالهای طبیعی
The baby is sitting in the bathtub.
بچه داخل وان نشسته است.
I cleaned the bathtub this morning.
امروز صبح وان حمام را تمیز کردم.
Does this house have a bathtub?
این خانه وان حمام دارد؟
نکتهٔ کاربردی
Bathtub بیشتر آمریکایی است؛ در انگلیسی بریتانیایی برای این وسیله معمولاً bath میگویند.
ترکیبهای رایج
— وان را از آب پر کردن
