مخلوطی مرطوب از آرد و مایع که برای تهیهٔ کیک، پنکیک یا غذاهای سرخکردنی به کار میرود.
مثالهای طبیعی
Whisk the batter until it is smooth.
مایه را هم بزن تا یکدست شود.
Her cake batter was too thick.
مایهٔ کیکش بیش از حد غلیظ بود.
Dip each fish fillet in batter before frying.
پیش از سرخکردن، هر فیلهٔ ماهی را در مایه بغلتان.
نکتهٔ کاربردی
Batter بهعنوان ماده معمولاً غیرقابلشمارش است، اما a batter میتواند به یک نوع یا مقدار مشخص اشاره کند. Dough معمولاً سفتتر است.
