battlefield
C1اسم/US /bˈætəlfˌiːld/ BĂT-əlf-ēld; UK /bˈætəlfˌiːld/ BĂT-əlf-ēld/
نبردگاه، عرصه، عرصه منازعه
JadoLearn Dictionary
معنی battlefield به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نبردگاه، عرصه، عرصه منازعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
تحسین؛ تحسین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.