معنی ۱neutral · 88%
بخش نسبتاً وسیعی از دریا که بخشی از آن در میان خمیدگی ساحل محصور شده است
مثالهای طبیعی
The bay curves around the northern edge of the island.
خلیج در امتداد لبهٔ شمالی جزیره قوس میخورد.
We anchored in a sheltered bay before sunset.
پیش از غروب در خلیجی محفوظ لنگر انداختیم.
Several bays along the coast remain vulnerable to pollution.
چندین خلیج در امتداد ساحل همچنان در برابر آلودگی آسیبپذیرند.
نکتهٔ کاربردی
نام بعضی خلیجها اسم خاص است، اما `bay` بهعنوان اسم عام معمولاً قابلشمارش است.
