علامت دیداری یا الکترونیکی که خطر را هشدار میدهد یا در یافتن مسیر و مکان کمک میکند.
مثالهای طبیعی
The beacon guided boats toward the harbor entrance.
چراغ راهنما قایقها را بهسوی ورودی بندر هدایت میکرد.
Hikers carried a beacon for emergency location signals.
کوهنوردان برای ارسال علامت موقعیت در شرایط اضطراری، دستگاه موقعیتیاب همراه داشتند.
Flashing beacons warned drivers about the closed lane.
چراغهای هشدار چشمکزن به رانندگان خبر میدادند که مسیر بسته است.
نکتهٔ کاربردی
lighthouse ساختمان یا برج فانوس دریایی است؛ beacon خودِ علامت هشدار یا راهنمایی است.
