معنی ۱neutral · 86%
قطعهای کوچک، اغلب گرد، از شیشه، چوب یا مواد دیگر که در ساخت زیورآلات یا تزئینات استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
She put a blue bead on the string.
او یک مهرهٔ آبی را به نخ کشید.
These beads are made of glass.
این مهرهها از شیشه ساخته شدهاند.
One bead fell off my necklace.
یک مهره از گردنبندم افتاد.
نکتهٔ کاربردی
بسیاری از مهرهها سوراخی برای عبور نخ دارند. Bead خودِ قطعهٔ کوچک است، در حالی که necklace زیورآلات ساختهشده با آنهاست.
ترکیبهای رایج
— مهرهٔ شیشهای
