مأموری که در برگزاری آیینها و مراسم رسمیِ کلیسا یا دانشگاه کمک میکند.
مثالهای طبیعی
The beadle led the procession into the great hall.
مأمور تشریفات، صف شرکتکنندگان را به داخل تالار بزرگ هدایت کرد.
A beadle carried the staff before the clergy.
یکی از مأموران تشریفات پیشاپیش روحانیان، عصای تشریفاتی را حمل میکرد.
Visitors asked the beadle about the ceremonial robes.
بازدیدکنندگان از مأمور تشریفات دربارهٔ رداهای رسمی پرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در بریتانیا و نهادهایی با سنتهای تشریفاتی کاربرد دارد؛ وظایف قدیمیِ آن در اجرای قوانین محلی جنبهٔ تاریخی دارد.
