کسی که چیزی، بهویژه خبر، پیام یا شیئی، را میآورد، حمل میکند یا تحویل میدهد.
مثالهای طبیعی
I hate to be the bearer of bad news.
از اینکه آورندهٔ خبر بدی باشم متنفرم.
The flag bearer led the parade.
پرچمدار در پیشاپیش رژه حرکت میکرد.
The bearer of this note will explain the arrangements.
آورندهٔ این یادداشت ترتیبات را توضیح خواهد داد.
نکتهٔ کاربردی
bearer of bad news عبارت رایجی است؛ حاملِ خبر لزوماً منبع اصلی آن خبر نیست.
