نحوهٔ ایستادن، حرکتکردن و نگهداشتن بدن که حالت کلی فرد را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Her calm bearing impressed the interview panel.
حالت آرام و متین او اعضای هیئت مصاحبه را تحت تأثیر قرار داد.
The general had a proud and upright bearing.
ژنرال حالتی باوقار داشت و صاف و سربلند میایستاد.
Good bearing helped the dancers look more confident.
حالت بدنِ مناسب کمک میکرد رقصندگان بااعتمادبهنفستر به نظر برسند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنای رسمی، bearing بیشتر به طرز ایستادن و حرکات فرد اشاره دارد، نه همهٔ رفتارهای او.
