شکستخورده در رقابت یا درگیری
مثالهای طبیعی
The beaten team congratulated the winners.
تیم شکستخورده به برندگان تبریک گفت.
She shook hands with her beaten opponent.
او با حریف شکستخوردهاش دست داد.
Although beaten, the champion praised her rival.
قهرمان با اینکه شکست خورده بود، از رقیبش تمجید کرد.
نکتهٔ کاربردی
the beaten team یعنی تیمی که باخته است؛ این کاربرد وصفی را با ساختار فعلی was beaten اشتباه نگیرید.
