ابزار یا قطعهای از دستگاه که چیزی را هم میزند یا پیدرپی به آن ضربه میزند.
مثالهای طبیعی
Attach the beater before switching on the mixer.
پیش از روشنکردن مخلوطکن، سری همزن را وصل کن.
She whipped the cream with an electric beater.
او خامه را با همزن برقی زد.
The spare beaters are in the bottom drawer.
سریهای همزنِ یدکی در کشوی پایینی هستند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم ممکن است به سری مخلوطکن یا ابزار ضربهزن اشاره کند و اغلب در ترکیبها میآید.
