معنی ۱neutral · 84%
محصول یا ابزاری که برای بهترکردن ظاهر فرد یا چیزی به کار میرود.
مثالهای طبیعی
The company advertised the cream as a skin beautifier.
شرکت این کرم را بهعنوان محصول زیباساز پوست تبلیغ کرد.
The app includes a beautifier for portrait photos.
این برنامه ابزاری برای زیباترکردن عکسهای پرتره دارد.
Not all beautifiers produce natural-looking results.
همهٔ ابزارهای زیباساز نتیجهای طبیعی ایجاد نمیکنند.
نکتهٔ کاربردی
beautifier از beauty product یا beauty filter کمکاربردتر است؛ بافت باید روشن کند منظور چه وسیلهای است.
